گروه بینالملل «سراج24»؛ اگر جهان امروز با چالش گروه های تکفیری از جمله داعش ، النصره ، القاعده ، طالبان و... مواجه است و کشورهای منطقه در آتش تفکرات تکفیری می سوزند ریشه این تفکرات را باید در تاریخ و در تشکیل فرقه هایی همچون وهابیت دنبال کرد.
برای مشاهده ریشه های فرقه وهابیت و تاریخچه این جریان که پیش از این در روزهای گذشته «سراج24» به تبیین آن پرداخت می توانید به لینک های زیر مراجعه کنید:
به گزارش سراج24، آل سعود خاندان سلطنتی حاکم بر کشور عربستان است که از اواسط قرن هجدهم میلادی و توسط عبد العزیز بن عبدالرحمن بن فیصل به حکومت در عربستان سعودی دست یافتند و تاکنون بر بخشهایی از شبه جزیره عربستان حکومت میکنند. مطلب زیر در چند بخش تلاش دارد، نحوه روی کار آمدن این خاندان در کنار مذهب وهابی را بررسی کند.
در پی سفرهای متعددى که محمد بن عبد الوهاب در ایجاد زمینه لازم برای گسترش اندیشه و عقاید خود انجام داد سرانجام در سال 1160 هـجری رهسپار «درعیه» شد و با محمدبنسعود، حاکم آن منطقه آشنا و آراء و پندارهاى خود مبنى بر دعوت به توحید خالص و سلفىگرى را با وی مطرح کرد. امیر درعیه ، محمد بن سعود که بعدها زمینه ساز بنیانگذاری سلطنت سعودی شد وجود ابن عبدالوهاب را وسیله مناسبی برای دستاندازی به شهرهای همسایه و امتداد قدرت خود یافت.
بررسی تاریخچه وهابیت نشان می دهد که آشنایی محمد ابن عبد الوهاب با محمد بنسعود نقطه عطفی در تاریخ این فرقه محسوب می شود زیرا از طرفی محمد بن عبد الوهاب برای پیاده سازی تفکرات و عقاید خود نیازمند قدرت بود و از طرف دیگر محمدبنسعود نیز برای گسترش حکومت خود نیازمند یک پشتوانه ایدئولوژیکی ، اعتقادی و مشروعیت ساز می گشت تا در پس آن اهداف خود را محقق سازد.
در یکی از دیدارهای محمد بنسعود با محمد بن عبد الوهاب بود که پیمان محکمی میان این دو نفر منعقد شد که بر طبق آن محمد بنسعود متعهد گشت تا خود و جانشینانش پیوسته حامی و مبلغ مذهب وهابی باشند و ابن عبدالوهاب نیز از سوی خود و اعقابش قول داد که هرگز دست از یاری و پشتیبانی سعودیان برندارند. ابن عبدالوهاب بعد از امضای این پیمان تا نزدیک نیم قرن که زنده بود در درعیه ماند و در آنجا پایهها و اصول خروج هولانگیز وهابی را مشخص کرد.
بر اساس این پیمان تقسیم کارى صورت گرفت، یعنى سمت سازماندهى و رهبرى نیروها و نصب والى و حاکم براى مناطق به عهده محمدبنسعود و سِمَت فتوا دادن، قضاوت و نصب قاضى براى مناطق و اجراى حدود، تعزیرات و جمع و نظارت بر توزیع بیتالمال بر عهده محمدبنعبدالوهّاب گذاشته شد. در سایه این پیمان و اتحاد بین محمدبنعبدالوهّاب به عنوان امام الدین(العقیدة) و محمدبنسعود به عنوان امام السیف(الجیش) با هدف گسترش توحید و مبارزه با بدعتها، حمله به مردم روستاها و شهرها آغاز شد.
پس از آغاز و استمرار دعوت وهّابیان و استقرار حاکمیت آلسعود، بیشتر سرزمینهاى مردم مسلمان جزیرة العرب مانند شهرهاى مکّه، مدینه، طائف، دمام، نجران، بریده، الکبار، هفوف، جدّه، تبوک، ریاض، قطیف، الأحساء و مناطق دیگر به تصرف و اشغال حاکمان سعودى در آمد و به اجبار آیین وهّابیان رسمیت یافت.
ابن عبدالوهاب در چارچوب آیین ابداعی خود پایههای سلطنت سعودی را محکم ساخت و به تأیید محمد بن سعود و بعد از او پسرش "عبد العزیز" و سپس "سعود بن عبد العزیز" همت گماشت و آنان را به جنگ و کشتار مخالفان برانگیخت و موجب پرشدن خزانه سعودی و وسعت قلمرو سعودیان در نجد و حجاز و عراق و خلیج فارس و سایر بلاد عرب شد.
ابن عبدالوهاب در بیشتر جنگهای وهابیان سلاح در دست شرکت میکرد، او هنوز زنده بود که هیبت وهابیان سراسر عربستان و خاورمیانه را فراگرفت و پیروان بیترحم خود را که مانند خوارج کوچکترین نشانی از مهر و شفقت نداشتند، "الاخوان" یا "اخوان من اطاع الله" نامید و موفق شد، از راهزنان نجدی دستهجاتی با انضباط و جنگاورانی وحشت آفرین بسازد که مسیر تاریخ را در عربستان تغییر دهند.
پس از مرگ محمد ابن عبد الوهاب نیز این پیمان میان وهابیت و آل سعود همچنان پابرجا ماند و اولاد ابن عبدالوهاب، معروف به "آل الشیخ" پیوسته مورد احترام شاهان سعودی بوده و سمت مفتی بزرگ و وزیر فرهنگ و آموزش و رئیس دانشگاه و قاضی محاکم دادرسی را برعهده دارند و به نوعی خاندان آل سعود با حمایت از فرقه وهابیت و گسترش آن تلاش می کند تا برای حکومت ظلم و جور خود مشروعیت خریداری کنند.
ادامه دارد...



